مقالهٔ سروش دباغ با عنوان «چگونه سوسیالدموکرات شدم»[3] مقالهٔ خوبی بود و خیلیها را خوشحال کرد. شرح گذار او از لیبرالدموکراسی به سوسیالدموکراسی، نهتنها جبههٔ وسیع سوسیالدموکراسی را تقویت میکند، بلکه این امید را نیز افزایش میدهد که همکاری میان سوسیالدموکراتهای مذهبی و غیرمذهبی، در چارچوب برنامهای مشخص در زمینههای سیاسی و اقتصادی، در آینده امکانپذیر شود. بههرحال، توجه به این نکته مهم است که سوسیالدموکراسی برنامهای سیاسی است و در مورد خداباوری یا خداناباوری موضعی ندارد. برای مثال، شمار اعضای خداباور حزب کارگران سوسیالدموکرات سوئد از شمار رأیدهندگان به حزب دموکراتهای مسیحی سوئد بیشتر است. سروش دباغ در صفحهٔ اینستاگرام خود نیز توضیحی دربارهٔ مقالهاش منتشر کرده است.[4] آن توضیح نیز بهنوبهٔ خود خوب است: هم موضع او را استوارتر میکند و هم نظرش را دربارهٔ موضوع روشنتر میسازد. من در اینجا میخواهم، بدون اماواگر، موضوع دیگری را به بحث اضافه کنم.
https://www.zeitoons.com/113129
https://www.instagram.com/p/C2x1Q4QunOs/?igsh=bms1azJuYzZvZWpt