افق رویداد یا event horizon، یک مرز ریاضیاتی و فیزیکی در ساختار هندسی جهانه.
مرزیه در پیرامون یک سیاهچاله که در اون شدت میدان گرانشی به قدری زیاد میشه که سرعت فرار از اون، از سرعت نور بالاتر میره. افق رویداد، پوسته یا مرز سیاهچالهس جایی که قوانین فیزیک هنوز تا حدی قابل توصیفن. این یک نقطه بیبازگشته. این مرز، پایانِ اثرگذاریِ «علت» بر خارج از خوده. اتفاقاتی که درون افق رویداد میافتند، هرگز نمیتونن به دنیای بیرون سیگنالی بفرستن. اینجا جاییه که ماهیت فضا-زمان تغییر میکنه. در این نقطه، سرعت فرار لازم برای خروج، از سرعت نور فراتر میره که در جهان ما غیرممکنه. حالا چرا من با افق رویداد شروع میکنم؟ این موضوع در اخترفیزیک موضوع پیچیدهای هست و جوانب مختلف داره و هدف من هم اینجا نه ارائه تعریف و وارد شدن به مباحث فیزیک هست و نه منظورم از افق رویداد، افق رویداد کیهانی هست. من میخوام از این موضوع بسیار ویژه به عنوان استعارهای کمک بگیرم.
در زندگی، افق رویداد، استعارهایست از لحظاتی که در اون یک تصمیم، اقدام، یا رویداد، مسیر زندگی ما ر به شکلی تغییر میده که بازگشت به وضعیت پیشین، از هر بابتی، چه فیزیکی و چه روانی، برای ما غیرممکن میشه. ویژگی این افق، Irreversibility یا بازگشتناپذیری هست. همانطور که ماده پس از افق رویداد به سمت تکینگی (Singularity) کشیده میشه، برخی تصمیمهای ما (مثل مهاجرت، بچهدار نشدن، پایان یک رابطه طولانی، مرگ عزیزان، جنگ، انتخاب تخصص گاهی، یا یک کشف علمی بزرگ) ما ر در مسیری قرار میدن که دیگه «نسخه قدیمی»مون نمیتونه همزمان وجود داشته باشه.
در فیزیک، ناظر بیرونی هرگز عبور یک جسم از افق رویداد ر نمیبینه (که دلیلش اتساع یا کشیدگی زمانه)، اما خودِ عبورکننده، عبور از افق رویداد ر حس میکنه. در زندگی، دیگران ممکنه متوجه تغییر بنیادین درونی شما نشن، در حالی که شما میدونین که دیگه اون آدم قبلی نیستید و همه چیز تغییر کرده. معنی همه چیز دگرگون شده.
ما حتی در سوگمان مرزها را با عزای عمومیشان و با فرصتطلبان تشنه بازتولید استبداد، روشن میکنیم. اتفاقا سوگ ما و آنها دارد. ما و …