از دانشگاه در تبعید تا آرزوی آکادمیای آسیای غربیسجاد سپهری
تصویری از آینده آموزش عالی آزاد و معتبر

از دانشگاه در تبعید تا آرزوی آکادمیای آسیای غربی

معنای اعتباربخشی برنامه مطالعات اجتماعی ایران آکادمیا و امکان ساخت آموزش عالی مستقل با منابع محدود

شاید بعضی‌ها بگویند: «خب که چی؟» اما برای من، اعتباربخشی بین‌المللی (انستیتوی علوم اجتماعی و انسانی ISSH) بسیار مهم، تعیین‌کننده و تاریخی بود. طبیعی‌است که از آغاز و پیگیری و دریافت آن شخصا مفتخرم و می‌بالم که موفق را با هم به این نقطه رساندیم. اما معنای عمیق‌تر این اعتباربخشی در امکانی‌ست که اثبات می‌کند: می‌توان بیرون از ساختارهای مسلط، لابی‌ها، کثیف‌کاری‌ها و باندبازی‌ها و فاندبازی‌ها ایستاد؛ و با منابع محدود، نهادی دانشگاهی، دانش‌محور فراحزبی و مستقل ساخت که کیفیت آموزشی آن بر پایه معیارهای مستقل و قابل‌مقایسه ارزیابی شود و اعتبار علمی و آموزشی‌اش در کنار بهترین دانشگاه‌های اروپایی به ثبت برسد[۱].

البته میان اعتباربخشی یک برنامه و هم‌ترازی جامع یک دانشگاه آنلاین و کوچک با برترین دانشگاه‌های صاحب مال و منال و ساختمان و شهرت در جهان، باید تمایز گذاشت. چه تمایز غرورآفرینی! این دستاورد نه رتبه‌بندی جهانی است و نه به‌تنهایی برابری نهادی را اثبات می‌کند. آنچه نشان می‌دهد محدودتر، اما همچنان به غایت مهم است: برنامه‌ای که در دل دانشگاهی مستقل، رایگان، آنلاین و آلترناتیو شکل گرفته، توانسته از فرایندی تخصصی برای ارزیابی کیفیت متکی بر استانداردهای عالی عبور کند و سطح نتایج خود را در چارچوبی بین‌المللی و در سطح برترین دوره‌های کارشناسی ارشد مطالعات اجتماعی و در چهارچوب مطالعات توسعه تثبیت کند.

اهمیت این دستاورد را باید در نسبت با شرایط شکل‌گیری آن سنجید. آکادمیا نه هرگز از پشتوانه یک دولت برخوردار بوده، نه هرگز منابع یک دانشگاه بزرگ را در اختیار داشته و نه به زیرساخت‌های متعارف عالی (مانند وزارت آموزش کشوری یا کلوپ دانشگاه‌های رسمی) تکیه کرده است. از همین رو، مسئله فقط کسب اعتبار نیست؛ مسئله اثبات امکان ساختن آموزش عالی مستقل در وضعیتی است که محدودیت و نابرابری شدید اپیستمیک، زبانی، سیاسی، جغرافیایی و نهادی مضاعف در می‌تواند دسترسی به تولید و گردش آزاد دانش را مختل کند.

دانشگاه در صرفاً به معنای استقرار در بیرون از مرزهای یک کشور نیست. این تعبیر، بار سیاسی و تاریخی روشن و مشخصی دارد: دانشگاهی که تبعید را به امکانی برای حفظ استقلال فکری، پیوند میان پژوهشگران و دانشجویان، و تداوم آموزش انتقادی تبدیل می‌کند. بااین‌حال، ماندن در وضعیت تبعید نباید افق نهایی چنین نهادی باشد. تبعید نقطه عزیمت است، اما نباید به آستانه مأموریت و هویت تبدیل شود.

این تازه آغاز یک راه است. آرزوی من این است که آکادمیا از یک دانشگاه در فراتر برود و به «آکادمیای آسیای غربی» توسعه و رشد پیدا کند: نهادی فراملی و فراحزبی که وابستگی دانش به مرزهای هویتی و سیاسی را به پرسش بگیرد و بستری برای آموزش، پژوهش و گفت‌وگوی آزاد در سراسر منطقه فراهم آورد. تحقق چنین چشم‌اندازی به امکان مشارکت چندزبانه، حکمرانی مستقل، دسترسی پایدار، همکاری منطقه‌ای و توانایی حفظ دانشگاهی در برابر فشارهای سیاسی و مالی، و به رشد تکنولوژیک و پداگوژی هوش مصنوعی و نوآوری مداوم وابسته است.

این چشم‌انداز هنوز یک آرزوست. اما شاید یادآوری روزهای نخست آکادمیا بد نباشد که درست به همین اندازه برای همگان، جز شماری بسیار اندک، ناباورانه و ای‌بسا که دیوانه‌وار بود. پرسش این نیست که آیا یک دانشگاه مستقل در تبعید می‌تواند دوام بیاورد؛ پرسش این است که آیا می‌تواند از تجربه فعلی درس بیاموزد و آن را به یک تجربه منطقه‌ای تبدیل کند؟

  • [۱]شورای بین‌المللی اعتباربخشی برای مطالعات و تحقیقات توسعه جهانی (IAC/EADI) شورای مستقل EADI است که مسئول این سیستم است. IAC/EADI در همکاری نزدیک با دبیرخانه EADI در بن (آلمان) کار می‌کند. هدف اصلی IAC/EADI بالابردن کیفیت برنامه‌های آموزشی توسعه هم در شمال و هم در جنوب جهانی است.

در این نوشته