سجاد سپهری
ترس از پیچیدگی و میل روزافزون به سادهسازی، در منطق نئولیبرالیِ محصولمحوری، اقتصاد توجه و مسابقه خودآگاه یا ناخودآگاه جلب فالوور، ترسی کثیف است. از فکر کردن نباید ترسید؛ از پیچیدگی مفاهیم، از درهمتنیدگی مسائل و از اینکه واقعیت همیشه در یک جمله، یک کپشن یا یک ویدئوی یکدقیقهای جا نشود. این نقد بهویژه متوجه برخی کنشگران و چهرههایی است که برایشان احترام قائلم و مخاطبان رسانهای و اجتماعی پرشماری دارند. شما در موقعیتی هستید که میتوانید بر ذهنیتها اثر بگذارید و در برابر ابتذالی که بر فضای عمومی دائما تحمیل شده فشار حداکثری وارد کنید. کانفورمیسم افراطی برخی از شما با قواعد بازی الگوریتمی، اقتصاد کالاییِ توجه و فرهنگ وایرالشدن، خیانت کوچکی نیست. نترسید! به پیچیدگیها اذعان کنید. ذهنها را تحریک کنید. از نقد کردن مخاطبانتان نترسید. گاهی بر سر مخاطبانتان فریاد بزنید. اگر محبت، مهربانی و دگردوستی واقعاً در شما هست، از لابهلای خشم و فریاد و شِکوِه و شیون و حتی حمله هم قابل تشخیص است بسانِ مادران، بسانِ خواهران و برادران. اینقدر دلتان برای رابطهای که با مخاطبانتان ساختهاید نسوزد؛ رابطهای که فقط با تأیید، آرامگویی و مراقبت از رضایت دائمی حفظ شود، بیشتر رابطه با بازار است تا رابطه با آدمها. حتی اگر این رابطه را در قالب اخلاق «مراقبت» تعریف کنید. مراقبت در شرایط خطر، اشکال ظاهرا خشن و قهرآمیزی هم پیدا میکند.